تبليغاتX
حضرت عشق

چند تا داستان د رقالب  مدیا پلیر واستون میذارم خودم خیلی لذت بردم امیدوارم شما هم لذت ببرین ایشالله.

برای بهتر شنیدن  لطفا موسیقی وبلاگ را غیر فعال کنید

۲ ملاقات                      http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/01.MP3

داروی سرطان               http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/02.MP3

گشانشی در شب         http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/03.MP3

خدمت مقبول                 http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/04.MP3

ماجرای مسجد جمکران  http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/05.MP3

میهمانی خان کرم        http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/06.MP3

نشانی از حقیقت         http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/07.MP3

شفای جسم و جان      http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/08.MP3

یاری خورشید              http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/09.MP3 

ضربتی از خورشید       http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/010.MP3

ابو راجح حمامی          http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/011.MP3

حلاوت هدایت             http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/012.MP 3

شیدای وصال              http://www.montazar.net/montazar-far/dastan/013.MP3

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:18  توسط محمد  | 
بحث از مهدویت در این عصر و زمان آثار وفوایدی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم :
1- آرمان قیام وانقلاب مهدی علیه السلام یک فلسفه بزرگ اجتماعی ، اسلامی است . این آرمان بزرگ گذشته از اینکه الهام بخش ایده وراه گشای به سوی آینده است ، آینه بسیار مناسبی است برای شناخت آرمانهای اسلامی.
2- نوید به بر پایی حکومتی جهانی واسلامی ارکان وعناصر مختلفی دارد که برخی فلسفی وجهانی است وجزئی از جهان بینی اسلامی است ، وبرخی فرهنگی وتربیتی است ، برخی سیاسی است وبرخی اقتصادی وبرخی اجتماعی است . وبرخی انسانی یا طبیعی می باشد. انسان می تواند با الگو پذیری از برنامه های جامع وفراگیر حضرت در عصر ظهور به ارمان های واقعی اسلام نزدیک شود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:6  توسط محمد  | 
 

کتابهای زیادی در مورد حضرت به چاپ رسیده که برخی از اونها رو واستون میزارم. حتما ببینید 

    امام مهدی  (ع)            http://www.montazar.net/montazar-far/book_list.php?book=6&sub=2

    انتظار                           http://www.montazar.net/montazar-far/book_list.php?book=2&sub=2

    بعد از ظهور                  http://www.montazar.net/montazar-far/book_list.php?book=3&sub=2 

    ظهور                           http://www.montazar.net/montazar-far/book_list.php?book=4&sub=2 

    غیبت                           http://www.montazar.net/montazar-far/book_list.php?book=5&sub=2

    مهدویت                        http://www.montazar.net/montazar-far/book_list.php?book=6&sub=2

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 11:8  توسط محمد  | 

1- قال الإمام المهدي، صاحب العصر و الزّمان (عليه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّريف) :

 
الَّذى يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَ لَكُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى

 بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1])


امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّريف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه

 معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت، محور و اساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعا

ل در زمين هستيم.


همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشيم، حلال و حرام را مى شناسيم،

تأويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم.


2- قالَ (عليه السلام) : أنَا خاتَمُ الاَْوْصِياءِ، بى يَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شيعَتى.([2])


فرمود: من آخرين وصيّ پيغمبر خدا هستم به وسيله من بلاها و فتنه ها از آشنايان و شيعيانم دفع و

برطرف خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 9:55  توسط محمد  | 

   روشهاي تربيت نسل منتظر

 

 انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو و كساني كه آشنايي كمتري با امام مهدي دارند

 

 كار بسيار سخت، و در عين حال، با ظرافتي است و كمترين كج سليقگي در آن

 

 باعث وازدگي از اين فرهنگ خواهد شد. زيرا فرهنگ مهدويت، فرهنگ ارزشها و

 

 همان فرهنگ دين است و همانطور كه انتقال ارزشهاي ديني بدون ظرافتهاي خاص

 

 خود، ممكن نيست انتقال فرهنگ مهدويت به نسل نو و تربيت آنها به عنوان نو

 

 منتظرانِ ظهور حضرت مهدي نيز، بدون شيوه‏هاي خاص خود ممكن نخواهد بود.

 

 بحث در اين موضوع را باين سئوال آغاز مي‏كنيم كه فرهنگ مهدويت و انتظار جيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 9:51  توسط محمد  | 

يكي از موضوعاتي كه پيرامون وجود حضرت مهدي(عج) مطرح است، چگونگي

غيبت آن حضرت مي‏باشد، كه آيا ديده نشدن ايشان همان ناپيدايي و غيبت جسماني

 است، يا به معناي ناشناسي و غيبت معرفتي است كه با آشكار و واضح شدن آن،

 خود به خود پاسخ شبهاتي كه از طرف مخالفين مطرح شده، داده خواهد شد.

 انواع غيبت:

 

 الف: غيبت معرفتي؛ همان غيبت شخصيتي و حقوقي است كه در اين فرض، امام

 

 زمان(عج) از ديد معرفتي ما مخفي است بيان اين نظريه اين است كه حضرت

 

 مهدي(عج) بطور عادي زندگي مي‏كند و در شهر و روستا و غيره رفت و آمد دارد

 

 و مردم كوچه و بازار حضرت را ملاقات كرده و با ايشان نشست و برخاست و

 

 معاشرت مي‏كنند و حضرت در مكان‏هاي عمومي و مقدس و در جلسات و مراسم

 

 مذهبي شركت كرده و با مردم هم صحبت و همدم مي‏شود، ولي مردم شناخت و

 

 معرفت به اينكه  اين شخص امام زمان(عج) است، ندارند و حكمت الهي چنين

 

 اقتضاء كرده كه حضرت به وسيله ناشناس ماندن از خطرات اجتماعي ستمگران و

 

 ظالمان در امان بماند تا ذخيره‏اي باشد براي روزي كه جهانيان در حكومت عدل

 

 جهاني به وجود او نياز دارند.

 

 

 رواياتي كه دلالت بر اين نظريه مي‏كنند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 9:49  توسط محمد  | 


 تمام تاريخ نويسان شيعه نوشته اند كه ((حسن بن على )) مادرش را كه نامش ((حديث )) و كنيه اش ((ام الحسن )) بوده ، در تمام اموال و اوقافش وصى خود قرار داده و در آن وصيت نامه ، نامى از پسريكه بدنيا آمده و يا بدنيا خواهد آمد، به ميان نياورده و اين مطلب شاهد ديگرى بر بطلان ادعاى اماميه است .

جواب: انتقاد كنندگان مى گويند: ((حسن بن على (ع ))) در مرض مرگ ، مادر خود ((حديث ، ام الحسن )) را وصى و سرپرست جميع اوقاف و اموال خود قرار داده و اختيار تصرف در آنها را به او واگذار نمود و اين خود، دليل بر اين است كه ((حسن بن على )) فرزندى نداشته است .
اين انتقاد نيز سست و بى اساس بوده و چيزى نيست كه بتوان به آن در انكار فرزند حسن بن على اعتماد و اطمينان كرد، به خاطر اينكه وصيت حسن به مادرش ، مويد اين مطلب است كه وى مى خواسته ولادت و وجود فرزند خود را پنهاى داشته و از ريختن خونش بدست آنانكه چنين كارى را حلال مى دانسته اند جلوگيرى كند. اگر در وصيت ، نامى از فرزند خود مى برد و يا شخصا به او وصيت مى كرد، بدون ترديد تقض غرض مى شد و مقصود عالى و هدف نهائى كه حفظ كردن ((مهدى )) براى زمان لازم و مناسب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 11:25  توسط محمد  | 

 آنچه كه بيش از هى چيز موجب شك و ترديد مى شود اين است كه آيا چه موجب شده كه

((پسر حس بن على )) بايد مخفى متولد شده و مخفى زندگى كند؟ و حال آنكه پدرانش كه

در زمانى سخت تر و هراس انگيزتر از زمان او زندگى مى كرده اند هرگز مخفى نشده و ولادت

هيچكدام از آنان در پنهان انجام نگرديده است .

جواب:انتقاد كنندگان مى گويند: اگر ((حسن بن على )) فرزند خود را، به خاطر ترس از كشته

شدن پنهان نگه داشته و هيچگونه خبرى از ولادت و زندگانى او براى مردم بيان نكرده است

مسلما اين امر بايد بطريق اولى درباره امامان قبل از او انجام مى گرفت . بعلت اينكه اضطراب

و ترسى كه امامان شيعه از خلفا زمان خود داشتند و فشار تهديدى كه از ناحيه آنها نسبت به

شيعيان و امامانشان انجام مى گرفت به مراتب شديدتر و هراس انگيزتر بود، بر خلاف زمان

((حسن بن على )) و فرزندش كه شيعيان در آن زمان به مراتب بيشتر و ثروتمندتر بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 11:17  توسط محمد  | 


 اساسا ادعاى ((اماميه )) بر خلاف عادت است ، به علت اينكه ، ظاهرا امكان ندارد كه شخصى دراين مدت به اين طولانى زنده باشد ولى هيچگونه خبرى از مكان و نحوه زندگانى وى بدست نيابد.

جواب:انتقاد كنندگان مى گويند: عادتا بسيار بعيد به نظر مى رسد كه ((مهدى )) از روزيكه ولادت يافته تا به حال كه مدت زيادى مى گذرد، در پنهان بسر برد و هيچكس از پيروان و خويشاوندانش جاى اورا ندانسته و خبرى از او بدست نياوردند، زيرا كه هر فردى كه از ترس دشمن و يا به خاطر امر ديگرى خود را پنهان مى كند، غالبا مدت پنهان شدنش از بيست سال تجاوز نمى كند و عاقبت مخفى گاه او كشف مى شود، بلكه در همان مدتيكه پنهان است بعضى از نزديكان و دوستان خصوصى او بديدارش مى رسند و از احوال او آگاه مى گردند.
اين انتقاد نيز نادرست بوده و از چندين جهت مورد اشكال است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 11:16  توسط محمد  | 


 ادعاى ((اماميه )) از جهت ديگرى نيز بر خلاف عادت است و آن اينكه آنان مى گويند ((مهدى پسر حسن بن على )) چندين سال قبل از مرگ پدرش كه در سال 260 اتفاق افتاده ، بدنيا آمده و تا اين زمان كه سال ((چهارصد و ده )) است ، در حال حيات بسر مى برد، و اين امر نيز چيزى است كه عادتا ممكن نيست و نمى تواند فردى اين مقدار عمر كند.

جواب:انتقاد كنندگان مى گويند: از نظر ((عرف و عادت ))، محال است كه فرزند ((حسن بن على )) كه در بين سالهاى دهه دويست و شصت متولد شده تا به حال كه سال ((چهار صد و يازده هجرى )) است ، زنده بماند و ضعف و سستى يا پيرى و ناتوانى به او راه راه نيابد، خصوصا آنكه طبق ادعاى ((اماميه )) هنگاميكه ظهور كند در كمال جوانى و هوش و عقل و نهايت نيرومندى خواهد بود. و اين مطلب چيزى است كه بر خلاف عادت و متعارف انسانها است .
اين انتقاد نيز، مانند انتقادهاى گذشته سست و بى اساس است ، بخاطر اينكه اين ادعا گر چه بر خلاف عادت و عرف انسانهاى عصرهاى كنونى بشر است ، ليكن به هيچ وجه بر خلاف و عرف انسانهاى عصرهاى گذشته نيست و اينك شواهدى از اين قسم عمرهاى طولانى براى شما خوانندگان نقل مى كنم ، تا حقيقت امر واضح و آشكار گردد.
1- همه دانشمندان و تاريخ نويسان پيرو اديان آسمانى ، نوشته اند كه آدم ((ابوالبشر)) قريب ((هزار سال )) عمر كرد در حاليكه از ابتداى خلقت وى تا واپسين روزيكه از دنيا رفت ، ابدا در او تغييرى حاصل نشد و حالات متعارفيكه در انسانهاى ديگر پيدا مى شود مانند: طفوليت ، جوانى ، پيرى ، ضعف ، قدرت ، علم ، جهل ، بكلى در او راه نيافت و همواره بر يك خلق و خوى و صورت بود تا از دنيا رفت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 11:14  توسط محمد  |